دیش
بی از بعد شنیدن خبر فوت آزاده نامداری به قدری حالم بد شد که تا همین الانم از فکرش
بیرون نیومدم و دیگه بسکه بهش فکر کردم دم صبحی هم خواب دیدم تشیع جنازه اش رفته بودم و نشسته بودم منتظر دم گور تا
بیارن و خاکش کنیم و همینطور عین دیوونه ها گریه میکردم و یه چیزایی شبیه به قرآن براش میخوندم اصلا معلوم نبود چیه فقط شبیه به ایه های قران بود و چندباری هی توی زمزمه هام میگفتم و ال یاسین و آل یاسین... بیدار شدم اینستا رو باز کردم یک عالمه خبر ضد و نقیض .
برچسب:
نویسنده: ماهان شمس
تاريخ: چهارشنبه
11 فروردين
1400 ساعت: 20:00